دانلود پایان نامه ارشد درباره
بروسلا، سویه، ملیتنسیس، پروتئین پایان نامه ها و مقالات

و باعث آسیب رساندن به بافتهای مختلف گردند.(بروسلوزیس 1997) اولین واکسن بروسلا برپایه سویه 19 بروسلا آبورتوس است. این واکسن حفاظت مناسبی در مقابل بروسلا آبورتوس در گاو ایجاد می کند سویه واکسن بروسلا آبورتوس RB51 یک نمونه موتانت خشن16 و مقاوم به ریفامپین است که جایگزین سویه S19 برای واکسیناسیون گاو گردید. در حال حاضر سویه زنده تخفیف حدت یافته بروسلا ملیتنسیسRev1 بطور گسترده بعنوان واکسن در مقابل بروسلا ملیتنسیس در گوسفند و بز استفاده می گردد.تاکنون هیچ واکسن انسانی بروسلا بخصوص در اتحادیه اروپا و آمریکا مجوز نگرفته است چون تمام واکسنهای حیوانی حتی سویه بروسلا آبورتوس RB51 و سویه بروسلا ملیتنسیسRev1 برای انسان بیماریزا هستند)جین کونگ و همکاران،2003).
استفاده از یک مشتق از سویه S19 بروسلا آبورتوس بصورت زیر جلدی یا تیغ زدن بر روی حداقل 3 میلیون نفر در جمهوریهای آسیایی شوروی سابق باعث شد که 11-5 برابر میزان بروسلوز انسانی فصلی را در آن مناطق در دهه 1950 کاهش دهد. این واکسن ایمنی کوتاه مدت داده و نیاز به دوز تقویت کننده17 دارد. سویه بروسلا آبورتوس 104M در چین استفاده شده است ولی اطالاعات زیادی از آن موجود نمی باشد. فراکشن پپتیدوگلیکان محلول در فنل از بروسلا ملیتنسیس سویه M15 در فرانسه استفاده شده است ولی میزان ایمنی زایی مناسبی نداشته است(جین کونگ و همکاران،2003 ؛ هوور و همکاران،1999).
کاملا مشخص شده که پروتئینهای غشاء خارجی (Omps) گونه بروسلا از خاصیت ایمونوژنیک و حفاظت زایی بالقوه ای برخوردار هستند. ایمنی زایی غیر فعال در موش نشان داده که مخلوطی از آنتی بادی های منوکلونال ضد چند پروتئین غشاء خارجی بروسلا حفاظت ضعیفی در مقابل سویه های صاف بروسلا ایجاد کرده و یا اصلا هیچ حفاظتی ایجاد نکردند در حالیکه در مقابل سویه خشن بروسلااویس حفاظت ایجاد کردند. حفاظت زمانی بهتر بود که آنتی بادی منوکلونال ضد Omp31 در مخلوط موجود بود. واکسیناسیون با مخلوط دارای Omp31 باعث القای واکنش آنتی بادی قوی شده ولی پاسخ سلولی ضعیفی ایجاد کرد و حیوانات واکسینه شده را در مقابل چالنج با بروسلا اویس محافظت کرد ولی در مقابل چالنج با بروسلا ملیتنسیس محافظتی ایجاد نکرد(کاساتارو و همکاران،2005).واکسن DNA کد کننده پروتئین Omp31 بروسلا ملیتنسیس: ایمنی زایی موش با این واکسن باعث ایجاد حفاظت ناقص در مقابل بروسلا اویس و بروسلا ملیتنسیس گردید. موشهای ایمن شده با این واکسن پاسخ همورال خیلی ضعیفی را نشان دادند و فاقد پاسخ Th1 بودند ولی سلولهای TCD8 را تحریک کرد. حفاظت ایجاد شده در ارتباط با القاء سلولهای TCD8 اختصاصی Omp31 بوده که سلولهای آلوده به بروسلا را از طریق مسیر پرفورین18 حذف می کند این واکسن پاسخ سایتوتوکسیتی را القاء کرده و در نتیجه باعث حفاظت در مقابل بروسلا گردید(کاساتارو و همکاران-2005). استفاده از واکسن DNA پلاسمیدی حامل ژن Omp31 در مرحله اول و سپس بعنوان تقویت کننده19 استفاده از پروتئین نوترکیب Omp31 همراه با ادجوانت ناقص فروند در موش و سپس چالنج با بروسلا بویس و بروسلا ملیتنسیس باعث پاسخ ایمنی و محافظت گردید. تیتر IgG1 و IgG2 در سرم نسبت به استفاده به تنهایی واکسن پلاسمیدی و پروتئین نوترکیب بیشتر بود. اسپلنوسیتهای این حیوانات سطح بالایی از اینترفرون گاما نسبت به استفاده به تنهایی واکسن پلاسمیدی و پروتئین نوترکیب تولید کردند در مقابل ، سطح اینترلوکین 2 تولید شده با دو سری دیگر قابل مقایسه بودند. هیچ کدام از انواع ایمن شده دارای اینترلوکین 4 نبودند. قابل توجه اینکه پروتئین نوترکیب Omp31 که به عنوان تقویت کننده تزریق گردید ، تولید IL10 را تحریک کرد در حالیکه در دو سری دیگر (پروتئین نوترکیب و واکسن پلاسمیدی به تنهایی) IL10 تولید نگردید. بطور کلی استفاده ازواکسن پلاسمیدی در ابتدا و سپس پروتئین نوترکیب بصورت بوستر باعث گسترش مناسب حفاظت در مقابل چالنج با بروسلا بوویس و بروسلا ملیتنسیس گردید. (کاساتارو و همکاران،2007)
استفاده از پروتئین پریپلاسمیک bp26 و ژن پروتئین چاپرون فاکتور تریگر(TF) این دو ژن از روی ژنوم بروسلا ملیتنسیس 16M جدا شده و در پلاسمید pcDNA3.1 بطور جداگانه کلون شده و پلاسمیدها بصورت درون عضله ای بطور جداگانه و ترکیبی به موش تزریق شدند. سطح حفاظت مناسبی در موشهای ایمن شده بعد از چالنج با بروسلا ملیتنسیس مشاهده گردید که سطح حفاظت در موشهایی که بطور ترکیبی با هر دو پلاسمید نوترکیب ایمن شده بودند بیشتر بود. هر دو پلاسمید باعث القاء تولید IgG و اینترفرون گاما شدند ولی bp26 به تنهایی باعث القاء IL4 ، IL5 وIL6 شد.ویزکاینو و همکاران(1996) نتایج نشان می دهد که این دو پروتئین کاندیدهای عالی جهت استفاده به عنوان واکسن در مقابل بروسلوز می باشند یانگ و همکاران،(2005). استفاده از ژنهای sodC ، لومازین سنتتاز و P39 (باکتریوفرین) ژن P39 از بروسلاهای بیماریزای مختلف جدا و بر روی پلاسمید کلون گردید. ژن سوپر اکسید دسموتاز(sodC) و لومازین سنتتاز از بروسلا آبورتوس جدا گردید. ایمنی زایی با استفاده از پلاسمیدهای حامل این ژنها در موش باعث ایجاد حفاظت ناقص بعد از چالنج گردید(یانگ و همکاران،2005؛ویزکاینو و همکاران،1996).

1-10-1تولید پروتئین نوترکیب Omp31
تولید پروتئین نوترکیبOmp31 با وزن kDa 31 از بروسلا ملیتنسیس و فرمولاسیون آن با ادجوانت ناقص فروند و تزریق بصورت زیرجلدی در موش باعث پاسخ ایمنی سلولهای TCD4(Th1) شده ودر مقابل بروسلا بویس و بروسلا ملیتنسیس ایمنی ایجاد کرد. این واکسن ب
اعث القاء پاسخ IgG با تیتر بالای IgG1 و IgG2 گردید. همچنین در سلولهای طحال موشهای ایمن شده با این واکسن IL2 و اینترفرون گاما تولید گردید اما IL10 و IL4 تولید نشد(یانگ و همکاران،2005؛راجان،2002).

1-10-2 استفاده از NPAP
ارتباط نزدیک ژنتیکی و آنتی ژنیک بین بروسلا و آلفاپروتئوباکتریا های غیر بیماریزا20(NPAP) در چندین مقاله مورد بررسی گردیده است. موشهایی که بصورت زیر جلدی با باکتری هایی با حرارت کشته شده اکروباکترمنتروپی21،مزوریزوبیوم3،آگروباکتریوم تومفسینس4و سینوریزوبیوم5و بروسلا آبورتوس سویه H38بعنوان کنترل مثبت ایمن شده بودند مورد چالنج با بروسلا آبورتوس سویه 2308 قرار گرفتند. 30 روز پس از چالنج میزان CFU طحالی بطور قابل ملاحظه ای در موشهای ایمن شده با این باکتری ها پایین بود. از NPAP بصورت زنده وخوراکی در موش استفاده گردید و با بروسلا آبورتوس بصورت خوراکی چالنج شدند. ایمنی زایی با NPAP باعث القاء قابل ملاحظه IgG گردید. در مورد تمام انواع NPAP بکار برده شده ، سطح ایمنی بالاتر از ایمنی زایی سیستماتیک بوده ولی نسبت به ایمنی زایی خوراکی با بروسلا آبورتوس با حرارت کشته شده پایین تر بود. این نتایج نشان می دهد که ایمنی زایی با NPAP بخصوص O. anthropi باعث ایجاد حفاظت ناقص (partial) در مقابل چالنج با بروسلا آبورتوس کرد(دلپینووهمکاران ،2007؛راجان،2002).

1-10-3 استفاده از بروسلا ملیتنسیس سویه WR201
سویه WR201 ازایجاد شکست بر روی اپرون purEK و جایگزینی آن با ژن مقاومت به کانامایسین در بروسلا ملیتنسیس 16M در سال 1995 ایجاد گردید. این سویه جهت رشد بر روی محیط حداقل نیاز به پورین دارد در نتیجه بر روی محیط کشت سلولی ماکروفاژ انسانی با دشواری تکثیر می یابد. بعد از تزریق داخل صفاقی موش ، این سویه در کبد ، شش و طحال کلنی ایجاد کرده و به مدت چهار هفته در طحال پایدار می ماند و بعد از هشت هفته از هر سه عضو پاک می گردد وهر دو پاسخ ایمنی سلولی و همورال القاء می شود. علاوه بر آن این واکسن موشها را در مقابل انتشار سیستماتیک باکتری بعد از چالنج بصورت تنفسی با سویه 16M محافظت کرده و باعث پاک شدن باکتری از ریه ها می گردد. در داخل سرم آنتی بادی های ضد LPS و آنتی ژنهای دیگر مشاهده گردید. اسپلنوسیتهای حیوانات ایمن شده IL2 ، اینترفرون گاما و IL10 آزاد می کنند(هوور و همکاران ،1999).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع و ماخذ مقالهپرسش نامه

1-10-4 استفاده از پروتئینهای غشاء داخلی 16 و 19 (Omp16 & Omp19) بروسلا آبورتوس
این پروتئینها از باکتری بروسلا آبورتوس جدا شده و با و بدون ادجوانت ناقص فروند فرموله شده و بر روی موش تست شده است که در مقابل آلودگی با بروسلا آبورتوس محافظت مناسبی را نشان دادند. البته نمونه های بدون ادجوانت ناقص فروند باعث حفاظت بالاتری شدند. سطح حفاظت ایجاد شده توسط واکسنهای تست شده بدون ادجوانت مشابه ایمنی زایی بوسیله بروسلا آبورتوس S19 بوده و باعث القاء سلولهایT اختصاصی CD4 و CD8 و تولید اینترفرون گاما و القاء پاسخ ایمنی سلولهای Th1 شدند. استفاده از این پروتئینها همراه با ادجوانت هیدروکسید آلومینیوم یک حفاظت سیستمیک ایجاد کرد و همراه با توکسین کلرآ به عنوان واکسن باعث حفاظت خوراکی در مقابل بروسلا آبورتوس گردیدند. هر دو حالت ایمنی زایی ، حفاظت یکسانی را مقابل واکسنهای S19 و RB51 نشان دادند. بطور کلی این نتایج نشان می دهد که پروتئینهای Omp16 یا Omp19 بدون ادجوانت ناقص فروند می توانند کاندید مناسبی به عنوان یک واکسن زیر واحدی در مقابل بروسلوز انسانی یا حیوانی باشند(پاسکوویچ و همکاران،2009).

1-10-5 تولید سویه زنده تخفیف حدت یافته با جهش بر روی ژنهای manBA ، virB2 و asp24در هر دو سویه بروسلا آبورتوس و بروسلا ملیتنسیس
جهش بر روی asp24 باعث تسلط بر آنتی ژن O و سیستم ترشحی نوع 4 می گردد ، این می تواند یک کاندید ایده آل جهت بررسی اهمیت این دو عامل بیماریزای مهم در کارایی واکسن باشد. جهش بر روی ژن virB2 باعث عدم پایداری باکتری در ماکروفاژ می گردد. موتانتهای خشن manBA بعد از یک هفته از واکسیناسیون در موش تعدادشان به شدت کاهش پیدا کرد ولی پنج هفته زمان نیاز بود تا کاملا زدوده گردند. موتانتهای virB آهسته تر از موتانت manBA پاک شده که نشان دهنده این است که نقص آنها باعث زنده ماندن آنها در مراحل دیگر عفونت می گردد. موتانتهای asp24 خیلی آهسته تر یعنی بعد از 16-10 هفته از سلولهای موش پاک شدند که نشان دهنده این است که Asp24 ممکن است فقط برای پایداری میکروارگانیزم نیاز باشد. موتانتهای asp24 موش را در مقابل عفونت و چالنج در تمام زمانها بهتر از دو موتانت دیگرو حتی واکسنهای موجود حفظ کرده لذا این سویه بهترین کاندید برای واکسن تخفیف حدت یافته است(مک دوناگ و همکاران،2006).

1-10-6 جهش بر روی ژنهای دخیل در سنتز LPS
همانطور که قبلا آمد یکی از مشکلهای واکسن Rev1 به دلیل ایجاد آنتی بادی علیه LPS آن ایجاد مشکل در تشخیص دام بیمار از دام واکسینه می باشد. اگر بر روی ژن یا ژنهای دخیل در سنتز LPS جهش ایجاد شود این مشکل رفع شده و ممکن است از بیماریزایی آن نیز برای انسان کاسته شود. در یک تحقیق در سال 2007 تعدادی باکتری موتانت بروسلا ملی تنسیس که بطور اتفاقی جهشهایی بر روی ژنهای دخیل در سنتز اولیگوساکارید مرکزی(core) و O-پلی ساکارید انجام شده بود جدا گردید. تمام سویه ها بر روی موش بصورت زیر جلدی بررسی شدند که فقط دو سویه موشها را در مقابل دوز 1000 برابری سویه Rev1 محافظت کردند. این دو سویه دارای جهش بر روی ژنهای دخیل در انتقال و تجمع O- پلی ساکارید بودند و بطور ضعیف تولید آنتی بادی ها
ی ضد LPS سویه های صاف را القاء میکردند. نتایج نشان داد که هیچ موتانت خشنی برابر با Rev1 در مدلهای آزمایشگاهی نبوده و سویه های واکسن خشن جهت کنترل بروسلوزیس در مناطق اندمیک مناسب هستند(گونزالز و همکاران ،2008) .

1-10-7 استفاده از LPS خالص شده بروسلا ملیتنسیس
LPS خالص شده بروسلا ملیتنسیس به تنهایی یا با پروتئین غشاء خارجی نایسریا مننژیتیدیس گروه B به عنوان کمپلکس غیر کووالانت بصورت زیر جلدی و تنفسی بر روی موش تست گردید. دو دوز از واکسن به فاصله چهار هفته استفاده گردید. موشهای ایمن شده ، چهارهفته بعد از آخرین دوز واکسیناسیون با بروسلا ملیتنسیس 16M بصورت تنفسی چالنج شدند. بعد از هشت هفته از چالنج ، محافظت مناسبی در برابر گسترش عفونت در کبد و طحال موشهای ایمن شده بصورت تنفسی مشاهده گردید. موشهایی که بصورت زیر جلدی ایمن شده بودند محافظت مناسبی در کبد ، طحال و ریه ها نشان دادند(باتاچارژی و همکاران،2006).
1-10-8 استفاده از پروتئین CP24
ژن (cp24)ribosome recycling factor (RRF)-homologous protein بروسلا ملیتنسیس کلون و در E.coli بیان گردید. این پروتئین نوترکیب در موش چالنج شده با بروسلا ملیتنسیس باعث واکنش ازدیاد حساسیت تاخیری (DTH) گردید. ژن این پروتئین بر روی پلاسمید pcDNA کلون و به عنوان یک DNA واکسن به موش تزریق گردید. همچنین پروتئین نوترکیب نیز با ادجوانت به موش تزریق گردید. DNA واکسن باعث القاء تولید IgG2 گردید در حالیکه پروتئین نوترکیب باعث القاء تولید IgG1 گردید و هر دو روش باعث القاء تولید سلولهای تولید کننده اینترفرون گاما شدند. پروتئین نوترکیب باعث تولید IL10 گردید ولی DNA واکسن نتوانست. هیچکدام قادر به حفاظت موش در مقابل چالنج با بروسلا ملیتنسیس نشدند(کاساتارو و همکاران،2002).

1-10-9 نتیجه گیری در مورد بهترین حالت ممکن واکسن انسانی بروسلا ملیتنسیس
بطور کلی مناسبترین واکسنی که علیه بروسلا می تواند مورد استفاده قرار گیرد یک واکسن زنده تضعیف شده بدون OPS می باشد زیرا 1- یک سویه بروسلا زنده می تواند در میزبان پایدار بوده و پاسخ ایمنی Th1 را تحریک کرده و آنتی ژنهایی را که سلولهای B و T را تحریک کنند فراهم کند. 2- فقدان OPS می تواند به عنوان یک مارکر شناسایی جهت تمایز حیوانات آلوده شده و واکسینه مورد استفاده قرار گیرد. بنابر این با جهش بر روی ژنهای دخیل در سنتز اولیگوساکارید مرکزی(core) و O-پلی ساکارید در سویه Rev1 میتوان یه چنین سویه ای دست یافت.(شریفات و همکاران،2008؛اسپیرا و همکاران،2006)
1-10-10 مجوز استفاده از واکسن بروسلا ابورتوس سویه RB51 برای استفاده در گاوها
در فوریه 1996 مجوز سازمان بازرسی سلامتی حیوانات واکسن بروسلا ابورتوس سویه RB51 برای استفاده در احشام بعنوان بخشی از برنامه دولت فدرال برای ریشه کنی تب مالت صادر شد.بروسلا ابورتوس سویه RB51 ثبات ژنتیکی دارد.جهش مورفولوژی سخت که فاقد زنجیره های پلی ساکاریدی بر روی سطح باکتری است . این زنجیره جانبی باعث گسترش تشخیص پاسخ انتی بادی یک حیوان به الودگی بروسلا است.بنابراین واکسن سویه


دیدگاهتان را بنویسید